تبليغاتX
<

>
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد

تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه . مثلا:

عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و...)

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اوتلوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... ( تو که *** >>اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم
(دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه...)

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم..... )

|+| نوشته شده توسط بی شئور در شنبه 1385/02/23 و ساعت 20:49 | 
خیلی توپه!
فرم دانشگاه آزاده . برین ببینین.. 
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط بی شئور در یکشنبه 1385/01/20 و ساعت 14:48 | 
آشپزی دختر پسرا
دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

این هم تلافی اون قبلیه!

|+| نوشته شده توسط بی شئور در سه شنبه 1384/12/09 و ساعت 19:48 | 
علل تصادف
علل تصادف  Smiley

 
تصادفات در دنيا دلايل مختلفي دارد كه از اين قبيل ميباشد:

 

1- در آلمان به علت وجود اتوبانهاي فوق‌العاده بزرگ و شرايط باراني و سرعت بالاي اتومبيلها،

تصادفات بسيار شديدي اتفاق مي‌افتد.

 

2- در بسياري از كشورها بعلت يخبندان و مه شديد تصادف روي مي‌دهد.

 

3- در هندوستان آمدن گاوها وسط خيابان باعث بوجود آمدن تصادف ميگردد.

 

4- ....

 

و اما در ايران

 

علت اصلي تصادفات

 

1- عقده‌اي بودن رانندگاني كه اتومبيل خوب، سريع و نو ندارند. اين افراد اصلاً علاقه به كنار رفتن از

خط سوم ندارند.

 

2- كل كل كردن جوات دنجروسها كه در 50% اين موارد منجر به تصادفات خسارتي مي‌شود

 

3- اتومبيل‌هاي پلاك دولتي كه بعضي از رانندگان اين خودروها به صرف اينكه پلاك آنها مربوط به

سازمان دولتي است احساس مصونيت از دادن خسارت مي‌كنند و در هنگام رانندگي در سطح شهر

بسيار بي‌مبالات‌اند

 

4- روابط موش و گربه‌اي، گربه و سگي و... كه در مورد اتومبيلها هم بصورت غريزه‌اي وجود دارد:

 

- 18 چرخ با 10 چرخ دشمن است، 10 چرخ با خاور، خاور با نيسان، نيسان با پيكان و پيكان وانت با

مزدا 1000 بيچاره!!

 

- در گونه‌اي اتوبوس و كاميون با سواري

 

ـ در اتومبيلهاي سواري در ايران بنز با پژو ، پژو با پرايد، پرايد با رنو، رنو با پيكان و پيكان با همه!! و رنو

با ژيان

 

5- يكي ديگر از علل تصادفات، خود شيفتگي رانندگان است كه آنقدر از رانندگي خود عشق مي‌كنند

 كه در يك تقاطع خالي چپ مي‌كنند.

 

6- يكي ديگر از همين علل جاده‌هاي ايران است كه مناسب ترين جاده براي بازيهاي كامپيوتري

ميباشد، چون هر لحظه امكان دارد كه جاده بدون هيچ اطلاعي تمام شود يا بپيچد، يا يك چاله به

شما به عنوان سورپرايز داده شود.

 

7- مابقي دلايل را كه قابل طرح بوده‌اند تلويزيون گفته است!

|+| نوشته شده توسط بی شئور در پنجشنبه 1384/12/04 و ساعت 18:18 | 
دختر ها و داداشاشون
اصولا دخترهاي اين زمونه هفت هشت نوع داداش دارند. هر كدوم از داداشاشونو هم واسه يه

كاري مي خوان:

 

داداش شماره يک : بچه پول دار ! ماشين داره ! رستوران خوب مي رن باهم! اينترنت  24  ساعته

مجاني هم بعنوان اشانتيون بهشون ميده !

 

داداش شماره دو: يه پسر رومانتيك ! خوراك درددل بشينن نصفه شبها باهم درددل كنند و گريه كنن

باهم.

 

داداش شماره سه : بچه خلاف و شر چت روم ! هر پسري بخواهد تو اينترنت اذيتشون كنه خان

داداش جون حالشو مي گيره !

 

دادش شماره چهار : از نوع هنري ! خوراك رفتن باهم به سينما، تئاتر و موزه ! و محافل نقد فيلم !

بليط جشنواره فجرشون تضمينيه ! موهاي اين مدل داداش ترجيحا بلنده ! به اضافه ريشهايي مدل

دار!

 

داداش شماره پنج : خوش تيپ ! خوراك اينه كه ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنين چه

داداش جيگري دارم ! داداش من خيلي خوش تيپه!

 

داداش شماره شش : بچه معروف ! هر هفته پنج شنبه ها يه پارتي دعوتت مي كنه ! رقصشم

خوبه ! همه مدله بلده برقصه!

 

داداش شماره هفت : متخصص كامپيوتره ! هر وقت كامپيوترت خراب شد داداش جونت مياد برات

درست مي كنه!

 

داداش شماره هشت : بچه مثبته.. بچه مودبيه .. وقتي مي ري باهاش بيرون لپ هاش سرخ

ميشه ، خوراك اينه ببري به مامانت نشون بدي بگي مامان جون اين دوست پسره منه! مامانت

عاشق اين جور پسراست!پسر نيستن که اصلا شاخ شمشادند

|+| نوشته شده توسط بی شئور در سه شنبه 1384/12/02 و ساعت 18:14 | 
زیاضیات پیشرفته
امروزه اكثر مسائل روز جهان را به روش رياضي اثبات ميكنند. اين روزها تركها معترضند كه چرا به ما ميگيد خر.

امروز ميخوام اين مسئله بسيار ساده رو به روش رياضي براتون اثبات كنم كه اگه خوب ياد بگيريد بسيار سادست.

فرض: حسن بادكنك خريد = بادكنك حسن تركيد



حكم: خر = ترك



بعد از دو طرف معادله مشتركاشونو فاكتور ميگيريم و خط ميزنيم:

حسن بادكنك خريد = بادكنك حسن تركيد

خريد = تركيد



بعد مياييم دو طرف معادله را ميشكنيم: خر + يد = ترك + يد



از دو طرف معادله يك (يد) كم ميكنيم: خر + يد – يد = ترك + يد – يد



در آخر داريم خر = ترك حكم ثابت شد



بعضي وقتا هم شده كه اين سوال رو به صورت نامعادله هم بدند كه به صورت زير هست و راه حلش مثل قبليه.

حسن بادكنك خريد ≥ بادكنك حسن تركيد



كه در آخر داريم: خر ≥ ترك
|+| نوشته شده توسط بی شئور در دوشنبه 1384/12/01 و ساعت 23:20 | 
کلمات قصار
همیشه عکس همسرتو تو کیف پولت بذار

که اگه مشکل بزرگی پیدا کردی نگاش کنی و بفهمی مشکل بزرگتری هم داری

 

اگه نی نیت تو دستت رید

۱۵ سالگی تو اعصابت می رینه

۱۸ سالگی تو پولات

۲۳ سالگی به هیکلت

وقتی هم که مردی تو روحت (با عرض معذرت اساسی!)

 

یه قزوینی می گفت:

تو کتاب خوندم سیگار بده دیگه سیگار نکشیدم

تو کتاب خوندم مشروب بده دیگه مشروب نخوردم

تو کتاب خوندم کان بده دیگه کتاب نخوندم

 

و آنگاه که ابراهیم سر اسماعیل را بر روی سنگ قرار داد تا او را قربانی کند

نا گهان ندایی آمد:ابراهیم دست نگه دار...

تو در مقابل دوربین مخفی هستی...

 

نظر یادت نره!!!

|+| نوشته شده توسط بی شئور در یکشنبه 1384/11/30 و ساعت 18:1 | 
قوانین فیلم های هالیوود

قوانين فيلمهاي هاليوود

 

§        عمليات پليسي هميشه حتما به كلوب استريپ‌تيز كشيده ميشه.

 

§        هر شماره تلفني با 555 شروع ميشه.

 

§        تختخوابها يك روكش مخصوص با فرم L دارند كه خانمها رو تا سينه بپوشونه و آقايون رو از كمر به پايين.

 

§        در هر ساك خريدي دست كم يك نون باگت پيدا ميشه.

 

§        هر كس ميتونه يه هواپيماي در حال پرواز رو به زمين بنشونه، به شرط اينكه يك نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضيح بده.

 

§        ماتيك لب هرگز پاك نميشه، حتي حين غواصي.

 

§        لوله‌هاي سيستم تهويه مطبوع در هر ساختموني بهترين نقطه براي مخفي شدن هستند و ضمنا ميشه از طريق اونها به هرجاي ساختمون راه پيدا كرد.

 

§        اگه كسي بخواد اسلحه‌اش رو پركنه هميشه خشاب اضافه همراه داره.

 

§        براي زنده موندن در هر جنگي كافيه كه آدم از نشون دادن عكس عزيزانش به اين و اون پرهيز كنه.

 

§        هر كسي ميتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با مليت خاصي معرفي كنه، به شرط اين كه كمي لهجه داشته باشه.

 

§        اگه يه هيولا يا يك فاجعه، شهري رو تهديد كنه، هميشه تنها فكر و ذكر شهردار كم شدن توريستها يا بازديدكنندگان يك نمايشگاهه.

 

§        اگه خانمي با موهاي بلند بخواد از كسي جدا بشه و خداحافظي كنه يه دفعه باد مياد.

 

§        كلا تعداد خانمهاي مو بلند و خوشگل و خوش هيكل ميره بالا. از نظافتچي گرفته تا منشي و مدير كل همه ميتونند در مسابقه دختر شايسته، بالاترين مقامها رو به دست بيارند. ولي قيافه و هيكل آقايون تغيير زيادي نميكنه.

 

§        برج ايفل ازهر نقطه شهر پاريس قابل ديدنه.

 

§        مردها بدون اين كه خم به ابرو بيارند تا جون دارند كتك ميخورند، اما همين كه زني با پنبه و الكل زخمهاشون رو تميز ميكنه دادشون درمياد.

 

§        ويترين مغازه‌ها فقط به درد اين ميخوره كه يكي با كله يا ماشين از وسطشون رد بشه.

 

§        براي پرداخت كرايه تاكسي كافيه كه يه اسكناس از كيف پول بيرون كشيده بشه. هميشه مبلغش صحيحه.

 

§        توليد مثل با هر موجودي در كهكشان ممكنه.

 

§        آشپزخونه‌ها خودشون هيچوقت چراغ ندارند. با نور چراغ يخچال ميشه همه چيز رو ديد.

 

§        هر وقت توخونه‌اي خطري، روحي، هيولايي، چيزي باشه، خانم صاحبخونه حتما با لباس زير بدن نما بايد بره ببينه چه خبره.

 

§        كامپيوترها هيچ سيستم يا برنامه خاصي ندارند. روي صفحه مونيتور هميشه فقط نوشته enter password و بعد از نوشتن كلمه رمز متن مورد نظر رو نشون ميده.

 

§        مادرها هميشه در حال آشپزي هستند. مهم نيست كه آخر كسي چيزي بخوره يا نه.

 

§        روساي پليس هميشه يا بهترين همكارشون رو اخراج ميكنند، يا بهش چهل و هشت ساعت وقت ميدند كه پرونده رو ببنده.

 

§        شعله يه چوب كبريت بزرگترين سالنها رو روشن ميكنه، ولي قويترين نورافكن هالوژن اون گوشه رو كه مهمتر از همه است تاريك ميذاره.

 

§        دندونهاي دهاتيهاي قرون وسطي مثل برف سفيد و مرتب هستند.

 

§        هر كس كابوس ميبينه بايد از جاش بپره و نفس نفس بزنه و خيس عرق بشه.

 

§        حتي اگه جاده صاف و مستقيم باشه بايد راننده عين ديوونه‌ها فرمون رو به چپ و راست بچرخونه.

 

§        همه بمبها يك عالم سيم و چراغهاي قرمز چشمك‌زن دارند و يه ساعت ديجيتال كه نشون ميده كي ميرن هوا.

 

§        هر جا بري جلوي ساختمون مورد نظر يه جاي پارك پيدا ميشه.

 

§        پليسها فقط موقعي موفقند كه اخراج شده‌اند.

 

§        اگه كسي وسط خيابون برقصه همه همراهي ميكنند، اونهم با هماهنگي كامل.

 

§        هر كامپيوتري ميتونه رابطه موجودات فضايي با سفينه شون رو مخدوش كنه يا رمز ورودشون رو پيدا كنه.

 

§        مهم نيست كه چند نفر به يكي حمله ميكنند، با اينحال هميشه يكي يكي ميان جلو.

 

§        هر وقت به اره‌برقي احتياج پيدا كني يكي دم دستته.

 

§        هر دري رو ميشه با يك سنجاق سر يا كارت اعتباري باز كرد، مگه اينكه مال يه ساختمون در حال سوختن باشه و بخواي يه بچه‌رو كه اون تو گير كرده نجات بدي.

 

§        هر وقت تلويزيون رو روشن كني داره اخبار نشون ميده. يكي از خبرها هم هميشه مربوط به خودته.

 

§        زنها بلد نيستند دو قدم بدوند. هميشه ميخورند زمين و مچ پاشون ضرب ميبينه.

 

§        اسبها در برابر نيزه و گلوله و توپ و تانك روئين تن هستند، ولي در حساسترين لحظه پاشون به يه مشت علف گير ميكنه و ميخورند زمين (اگه سواركار زن باشه مچ پاش ضرب ميبينه).

 

§        گلوله به سوپرمن اثري نداره، ولي اگه خود هفت‌تير رو به طرفش پرت كني سرش رو ميدزده.

 

§        هر ماشيني به راحتي تو هر گاراژي جا ميگيره.

 

§        سفينههاي فضايي توالت ندارند.

 

§        مسافرين دهاتي ساده لوح و مهربون كه تنها يه آرزوي ساده دارند، مثلا ديدن مجسمه آزادي نيويورك، بعد از نيم ساعت ميميرند.

 

§        بچه‌هاي با استعداد هميشه داراي والدين الكلي يا سنگدل هستند.

 

§        هيچ ماشيني تو جنگلهاي تاريك و ترسناك به موقع روشن نميشه.

 

§        اگه يه ماشين بخواد كسي رو زير كنه طرف به جاي به كنار پريدن مستقيم جلوي ماشين ميدوه.

 

§        ضمنا حتي بهترين و سريعترين ماشين نميتونه بهش برسه و زيرش كنه.

 

§        هر موجود فضايي كه مياد به زمين هميشه اول ميره آمريكا و اول از همه بيس بال ياد ميگيره.

 

§        هر ماشيني كه تصادف ميكنه بلافاصله منفجر ميشه.

§        البته اگه راننده‌اش آدم خوبي باشه ماشينه اول صبر ميكنه تا طرف پياده بشه و چند متر بره اونورتر، بعد منفجر ميشه.

 

§        اگه در حال فرار باشي گلوله‌ها ماشين رو آبكش ميكنند و شيشه جلو و عقب خورد و خاكشير ميشن ولي دريغ از يك گلوله كه به سرنشينها بخوره.

 

§        اگه آدم بدي خودش رو عوض كنه و توبه كنه بي برو برگرد به زودي ميميره.

 

§        آدمهاي بد هميشه بازنده هستند.

|+| نوشته شده توسط بی شئور در پنجشنبه 1384/11/27 و ساعت 23:49 | 
فرق دخترها و پسرها براي کشيدن پول از عابر بانک

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک کارت رو داخل دستگاه ميذارنکد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها

با ماشين ميرن دم بانک در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون دنبال کارت عابربانکشون ميگردن کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن کنسل ميکنن دوباره کد رمز رو ميزنن کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن برميگردن به ماشين آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن استارت ميزنن پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن دوباره برميگردن جلوی بانک از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه برميگردن ميندازن توی خيابون درست پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره...)

|+| نوشته شده توسط بی شئور در سه شنبه 1384/11/25 و ساعت 20:25 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
example: > بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران